گاهی داری مسیر مستقیم و صافی را جلو می روی. همه چیز درست و ساده است ، ولی وقتی چند سال بعد از دور به آن نقطه نگاه می کنی ، مثل پرتگاهی پر شیب و پر پیچ و ناهموار و مخوف به نظر می اید ، که حتی نمی توانی بفهمی چگونه روزی در آن ایستاده بودی
محض خاطر بودن
-
نمیدانم چرا بیست سال پیش قول دادم اگر چیزی هم بنویسم، همینجا بنویسم.
نمیدانم چرا پای قولام ماندم. نمیدانم چرا چیزی ننوشتم. بیست سال پیش، نیمه
شب بع...
4 weeks ago